مقدمه

همه بشریت در انتظار منجی و ناجی

 

بشریت در انتظار یک منجی یا رهاننده است. همه ادیان آسمانی اعم از مکاتب الهی یا غیرالهی به یک منجی یا حداقل به یک قهرمان ایمان دارند و برای ظهور آن لحظه شماری می کنند. به عبارتی آموزه ظهور منجی موعود یکی از آموزه های مشترک و فراگیر ادیان آسمانی است. انسان ها به استناد منابع تاریخی و آثار باستان شناسی از دیرباز و از هنگام عصر اسطوره ای در انتظار ظهور یک منجی بوده اند. منجی در ادیان آسمانی زرتشت، یهودیت و مسیحیت با تصویری نزدیک وجود دارد. از “سوشیانت” یا “سوشینت” در آئین زردشتی و “مسیح” یا “ماشیح” در یهودیت و مسیحیت به عنوان منجی نام برده شده است. چنین نام هایی با “مهدی” در اسلام متشابه است. این اسامی به همراه اهداف و ویژگی های که برای منجی در این ادیان اعلام شده بیانگر آرمان مشترک بین بشریت و ادیان آسمانی در ظهور منجی موعود است. مهمترین ویژگی های مشترک منجی موعود در ادیان آسمانی سه گانه فوق چنین است::

 

1-تقدیر الهی در پیروزی حکومت حق و شکست باطل

 

2-نقش رهبری دینی در برقراری وضعیت آرمانی و موعود

 

3-برقراری حکومت دینی به دست منجی موعود و نابودی حکومت های ظالمانه و ستمگر         

 

4-حاکمیت دین بر زندگی انسانها و بسط و گسترش عدالت. در اسلام نیز آموزه مهدویت و ظهور فردی از سلاله پاک پیامبر گرامی اسلام(ص) یکی از مسائل اجتماعی و اتفاقی مسلمانان می باشد. این آموزه در نزد شیعیان از مسلمات مذهب تشیع است و اهل تسنن نیز به رغم اختلاف با مذهب شیعه درباره مسئله جانشینی پیامبرگرامی اسلام، در مسئله مهدویت اتفاق نظر دارند. “شیخ عبدالحسن العباد” از علمای وهابی و نیز “شیخ عبدالعزیز بن باز” عالم برجسته وهابی و مفتی اعظم سعودی بر اصالت اعتقاد ظهور مهدی(عج) از سلاله امام علی(ع) تاکید کرده اند. به عبارتی مسلمانان (شیعه و سنی) درباره آینده، اعتقاد مشترکی دارند. یکی از این مسلمات اعتقاد به تحقق حکومت جهانی اسلامی به رهبری حضرت مهدی(عج) از سلاله پاک پیامبرگرامی اسلام(ص) است.

 

چنین حکومتی بر محوریت رهبری دینی استوار است و رهبری دینی در آن نقش اساسی دارد. مبنای چنین حکومتی نیز قوانین شرعی خواهد بود. بدون تردید دین پیامی آسمانی برای تمام انسانها و در تمامی ادوار می باشد. عمده مذاهب و ادیان آینده نگر با نگاهی خوش بینانه آینده تاریخ را عصری مطلوب برای تحقق مدینه فاضله می دانند. این ادیان ظهور منجی را موجب تحقق مدینه فاضله براساس الگوی دینی می دانند و به انتظار فرا رسیدن چنین روزی هستند. هرچند از آموزه مهدویت و منجی گرایی سوءاستفاده هایی در طول تاریخ شده است و همواره برخی از افراد بیماردل، جاهل و هواپرست از این آموزه ها سوءاستفاده کردند و با این هدف به ادعاهای واهی پرداختند اما آنان به هدف شوم خود نرسیدند و سیاهی را در کارنامه و حیات دنیوی خود به ثبت رساندند. ظهور منجی از نشانه های قاعده لطف خداوند است و خداوند کریم نیز این قاعده را شامل حال بندگان خود خواهد کرد.

در مسیحیت نیز چنین اعتقادی را شاهد هستیم و در بخش های مختلف عهد جدید به این مسأله اشاره شده است.به عنوان مثال در انجیل مرقس آمده است که:

 

عيسي، خطاب به حواريون گفت: زنهار كسي شما را گمراه نكند؛ زيرا كه بسياري به نام من آمده، خواهند گفت كه من هستم و بسياري را گمراه خواهند کرد، امّا چون جنگ ها و اخبار جنگ ها را بشنويد، مضطرب مشويد؛ زيرا كه وقوع اين حوادث، ضروري است، ليكن انتها، هنوز نيست؛ زيرا كه امتي بر امتي و مملكتي بر مملكتي خواهند برخاست و زلزله­ها در جاي ها، حادث خواهد شد و اغتشاش ها پديد مي آيد و اين ها، ابتداي دردها مي ­باشد، ليكن شما از براي خود احتياط .

کنید.

ولي از آن روز و ساعت، غير از پدر، هيچ كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بيدار شده و دعا كنيد ؛ زيرا نمی دانيد كه آن وقت كي مي شود در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح. مبادا ناگهان آمده، شما را خفته يابد. (كتاب مقدس، انجيل مرقس ، باب

13).

و یا در انجیل متی آمده است که:

 

و فوراً بعد از مصيبت آن ايام، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزند و قوت هاي افلاك، متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد و در آن وقت، جميع طوايف زمين، سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان، با قوت و جلال عظيمي می آيد (كتاب مقدس، انجيل متي ، باب 24)

 

همان طور که مشاهده میشود در تمام ادیان ما شاهد یک سری مشترکات در مورد این منجی هستیم و متأسفانه نمیتوانیم از این اشتراکات به درستی استفاده کنیم.

بخشی از سرگردانی بشر امروز حاصل عدم همفکری و همکاری بین آنان است. یکسویه نگری وعدم تعامل مثبت بین ادیان، موجب تحمیل رنج ها و دردها بر بسیاری از انسانها شده است. بشر امروز باید براساس قاعده لطف خداوند و امید به انتظار مسیر زندگی خود را سامان دهد. ظهور منجی و مهدی موعود(عج) انسانها را از سرگردانی نجات خواهد داد و عدالت را برپا خواهد کرد. عدالتی که همه محرومان، مستضعفان و مظلومان جهان در انتظار آنند.

 

منجی در مسیحیت

 

 

 

 

1-امید بستن به جهانی روشن و نورانی که در ان آدمی بر همه خواسته های خود کامیاب میشودو از گناهان پاک میشود،و از همه بستگیهای مادی و جلوه های ناخوب آن رهایی میابد،و ایمان به وجودنجات دهنده ای که برآورنده این این آرزوها ونیاز ها باشد در کتاب عهدین آشکارا دیده میشود.جهان مطلوبی که همه خواستار آن هستند و برای رسین به آن تلاش میکنند با همت و کوشش والای نجات بخششان نظام میگیرد و تحقق میپذیرد.البته نجات دهنده واقعی خداست که مقتدر و دانا و آگاه استوبه بندان خود نیروی نجات روحانی میبخشد:

((زیرا من یهوه خدای تو و قدوس اسرائیل نجات دهنده تو هستم(اشعیاء،3،43)

من یهوه هستم خدای و غیر من نجات دهنده نیست(اشعیاء12،43)[1]

 

اما در عهد جدید نجات دهندگی به عیسی نسبت داده شده است.زیرا او مأمور شده است که امت خویش را از گناه نجات بخشد :

(او پسری خواهد زایید و نام او را عیسس خواهد نهاد زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهنید(متی 21،1

زیرا در حقیقت شنیده ایم که او( مسیح)در حقیقت مسیح و نجات دهنه عالم است(یوحنا،42،4)

مسیح نجات دهنده آخرین نیز است،مسیحی که به اعتقاد پیروان خویش به صلیب کشیده شد.:

(خدای پدران ما ،آن عیسی را بر خیزاند که شما به صلیب کشیده و کشتید.اورا خدا بر دست راست خود بالا برده ،سرور و نجات دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد(اعمال31،5)[2]

 

از این جهت مسیحیان در انتظار این منجی هستند تا بیاید و آنها را از این رنج و محنت نجات دهد.

این شوق و انتظار در بخش‏های قدیمی‏تر عهد جدید مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونیکیان به خوبی منعکس شده است، اما در رساله‏های بعدی مانند رساله‏های پولس به تیموتاؤس و تیطس، همچنین رساله پطرس، به بعد اجتماعی مسیحیت توجه گشته است.این مسأله از آن‏جا ناشی می‏شد که با گذشت زمان پی بردند که بازگشت مسیح بر خلاف تصور آن‏ها نزدیک نیست، هر چند اقلیتی از آنان بر این عقیده باقی ماندند که عیسی به زودی خواهد آمد و حکومت هزار ساله خود را تشکیل خواهد داد؛ حاکمیتی که به روز داوری پایان خواهد یافت. از همین رو از دیر باز گروه‏های کوچکی به نام هزاره گرا در مسیحیت پدید آمدند که تمام سعی و تلاش خود را صرف آمادگی برای ظهور دوباره عیسی در آخر الزمان می‏کنند[3]

 

زمان ظهور عیسی:

برای ظهور مسیح و قیام او تاریخ مشخصی وجود ندارد،اشارات مأخذ مختلف گاه کلی است و به زمانی به سالهای غیر دقیق و نامشخص اشاره میکند:

((برخی تصور میکنند که مسیح فرزند داوود زمانی ظهور میکند که مردم یا مجرم اند یا بی گناه ،گروه نخست به آیه ای در کتاب اشعیاء نبی استناد میکنند ه می گوید:

(و او دید که کسی نبود و تعجب نمود که شفاعت کننده وجود نداشت و از این جهت بازوی وی را برای او نجات آورد و عدالت او وی را دستگیری نمود.(اشعیاء،59،16)[4]

ظهور مسیح ناگهانی و غیر منتظره میرسد و همچون برق در زیر آسمان میدرخشد و

یا چون دزد در شب فرا میرسد:

((و چون فریسیان از او (مسیح)پرسیدند که ملکوت خدا کی میرسد ؟در جواب آنان گفت ملکوت خدا با مراقبت نمی آید و نخواهند گفت در فلان یا فلان جاست ..

زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان میشود پسر انسان در یوم خود همچنین خواهد بود(لوقا20-17،25) مسیحیت ضمن تأکید بر غیر منتظره بودن بازگشت عیسی، هدف از این بازگشت را ایجاد حکومتی الهی در راستای حکومت الهی آسمان‏ها ارزیابی می‏کند.علاوه بر این ظهور مسیح را یگانه راه حل برای ادامه حیات و زندگانی بر می‏شمرد.عیسی را منجی انسان‏ها و پادشاه پادشاهان معرفی می‏کند. وی بر اساس سخنان دانیال نبی سیستم اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی و مذهبی جهان را عوض خواهد کرد و جهانی بر مبنای راه و روش خدا بنا می‏کند. [5]

هرچند برای ظهور روز و ساعت مشخصی یاد نشده است و قیام مسیح ناگهانی دانسته شده است اما نشانه هایی مبهم و غیر مشهود وگاه مشهود نیز در متون آمده است .

 

نشانه های عمده ای که برای ظهور مسیح یاد شده است میتوان تحت چند عنوان خلاصه کرد:

1-ظهور  مسیح با ذلت قوم یهود بستگی دارد،هر وقت او آشکار شود ذلت یهود پایان میپذیرد.

2-ظهور هنگام رقابت دولتها و جنگ آنان با یکدیگر خواهد بود.

3-در عهد جدید به ظهور مسیح دروغین (دجال)هم اشاره شده است.:

ای بچه ها این ساعت آخر است و چنان که شنیده اید که دجال می اید ،الحال هم دجالان بسیار شده اند و از این مدانیم که ساعت آخر است ...دروغگو کیست جز آنکه مسیح را انکار کند.آن دجال است که پدر و پسر را انکار کند.(رساله اول یوحنا 18،22،2)ص119

و دجال آنن کسی است که عیسی مسیح مجسم شده را انکار میکند:

و هر روحی که عیسی روح مجسم شده را انکار کند از خدا نیست و این است روح دجال که شنیده اید که او می آید و النهم در جهان است(رسله اول یوحنا3،4)ص119

 

پیدا شدن نشانه های مشخصی در آفتاب و ماه و ستارگان ،خرابی اورشلیم و بروز تنگی و حیرت برای امتها نیز از علائم ظهور است:

((لیکن وای بر آبستنان و شیر دهندگان در آن ایم زیرا تنگی سخت بر روی زمین و غضب بر این قوم حادث خواهد شد.و به دم شمشیر خواهند افتاد و در میان جمیع امتها به اسیری خواهند رفت و اورشلیم پایمال امتها خواهد شد تا زمانهای امتها به انجام میرسد و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود  و بر  زمین تنگی و حیرت از برای امتها روی خواه نمود و به سبب شوریدن دریا و امواجش دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر میشود زیرا اقوات آسمان متزلزل خواهد شد.و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوت و جلال می آید(لوقا 21،23)ص120

 

جهانی که مقارن ظهور مسیح یا پیش ازآن در عهدین توصیف میشود مجمو عه ای است که هیچ نظمی بر آن حاکم نیستو هیچ اصلی بر آن پایدار نیست.رنجها  و دردهایی که پیش از ظهور مسسیح رخ می دهد ،به (درد های زایمان )تعبیر شده است:

ای خداوند ،ایشان در حین تنگی تو را خواهند طلبید و چون ایشان را تأدیب نمایی دعاهای خفیه خواهند ریخت.

مثل زن حامله ای که ندیک زاییدن باشد و درد زه او را گرفته است و از الام خود فریاد بکند.و همچنین ما نیز ای خداوند در حضور تو هستیم ،حامله شده درد زه ما را گرفت و باد را زاییدیم و در زمین هیچ نجات به ظهور نیاوردیم(اشعیاء[6]16،26

 

 

بر مبنای گوهیهای دیگر مردم پیش از ظهور آزمند و خود پرست میشوند و بی مهر وبد دل و خوشگذران و ریا کار و دورو وخواهند بود و فریب شیطان را خواهند خورد و به راه او خواهند رفت و از راه راست و حق منحرف خواهند گشت.منع ازدواج و احتراز از خوراکیهای مجاز رواج خواهد یافت((ولیکن روح صریحا میگوید که در آخر الزمان بعضی از ایمان برگشته به ارواح مضل و تعالیم شیطان اصغا خواهند نمود.به ریاکاری دروغگویان که ضمایر خود را داغ کرده اند .که از مزاوجت منع میکنند و حکم مینمایند به احتراز از خراکیهایی که خدا آفریده استتا بخرند و شکر کنند(رساله اول پولس به تیمو تاوؤس1،4).[7]

 

در جهانی چنین آلوده فقط شوق و انتظار و بارقه امید است که آدمیان را وادار به تحمل میکند وآرزوی رسیدن به زندگی مطلوب آنان را زنده نگه میدارد:

((ای خداوند تو بر ما رحم فرما زیرا که منتظر تو میباشیم و هر بامداد بازوی ایشان باش و در زمان تنگی نیز نجات ما شو(اشعیاء2،33

 

 

 

منجی در اسلام

 

 

در اسلام نیز مسئله انتظار فرج، بسیار قدیمی است که یکی از نشانه‌های سابقه داشتن این اعتقادها همانا ظهور عده‌ای از مدعیان مهدودیت، از اوائل اسلام به این طرف می‌باشد. در اسلام تا حدی به انتظار فرج اهمیت داده شده که پیامبر اکرم آن را برترین اعمال امتش معرفی نموده و امام صادق علیه‌ السلام یکی از شرایط پذیرفته شدن اعمال بندگان را انتظار حکومت مهدی عجل‌الله (انتظار فرج) می‌داند و در جایی دیگر می‌فرمایند که "و انتظروا الفرج صباحاً و مساعاً یعنی صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش". مسئله مهدی موعود از صدر اسلام و از زمان پیغمبر اکرم یک امر قطعی و مسلم در میان مسلمین بوده است و از نیمه دوم قرن اول هجری منشأ حوادث بزرگ تاریخی شده است .

 

مهدویت در اسلام و بالاخص در تشیع یک فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجی است، نه در شعاع زندگی یک قوم و یک ملت و یا یک منطقه‏ و یا یک نژاد بلکه در شعاع زندگی بشریت. مهدویت به این نیست که یک‏ منجی بیاید، و مثلا شیعه را یا ایران را یا آسیا را یا مسلمانان جهان را نجات دهد، مربوط به این است که یک منجی و مصلح ظهور کند و تمام اوضاع‏ زندگی بشر را در عالم دگرگون کند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغییر بدهد. قرآن کریم هم می‏فرماید: "« و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی‏ الصالحون ، انبیاء ، 105» یعنی ما از پیش اطلاع داده‏ایم که وارث اصلی زمین ، بندگان‏ صالح و شایسته ما خواهند بود. برای همیشه زمین در اختیار ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و اسیران هوای نفس نخواهد بود." پیش بینی‏ یک آینده سعادت بخش و پیروزی کامل عقل بر جهل ، توحید بر شرک ، ایمان‏ بر شک ، عدالت بر ظلم ، سعادت بر شقاوت است. اندیشه پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم ، گسترش جهانی ایمان اسلامی ، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای‏ انسانی ، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده‏آل ، و بالاخره اجراء این ایده‏ عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی ، از او به " مهدی " تعبیر شده است ، اندیشه‏ای است که کم و بیش همه فرق ومذاهب اسلامی - با تفاوتها و اختلافهائی - بدان مؤمن و معتقدند .

 

این اندیشه ، به حسب اصل و ریشه ، قرآنی است . این قرآن مجید است که با قاطعیت تمام ، پیروزی نهائی ایمان اسلامی (هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون »ترجمه: ''او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!( ''توبه / 33 وصف /9) ، غلبه قطعی صالحان و متقیان (لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی‏ الصالحون » ترجمه: در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «''بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!» ''(انبیا /105 ) ، کوتاه شدن دست‏ ستمکاران و جباران برای همیشه (و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم‏ ما کانوا یحذرون »

 

ترجمه: ''ما مى‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم! و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را از آنها [بنى اسرائیل‏] بیم داشتند نشان دهیم‏ ''( قصص /5 و 6 ) و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت‏ (قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا ، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین »ترجمه: ''موسى به قوم خود گفت: «از خدا یارى جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار مى‏کند و سرانجام (نیک) براى پرهیزکاران است! ''(اعراف /128) را نوید داده است . در حدیثی که از شیعه و سنی نقل شده چنین آمده است که اگر از دنیا بیش از یک روز نمانده باشد خداوند آن یک روز را چنان طولانی می کند که مهدی ظهور کرده و جهان را از عدل و داد لبریز سازد.

 

در اخبار آمده است که او نه تنها اسلام را احیاء می کند بلکه همه ادیان را به حالت حقیقی خویش اقامه می کند. بنابر این انتظار فرج واژه آشنایی است که تجلی یکی از بزرگترین دگرگونی‌ها را به همراه دارد، دگرگونی برای آن عده از افراد که بی‌صبرانه در اقیانوس متلاطم زندگی، سفینه نجات را می‌طلبند تا با تنها ناخدای کشتی حق و عدالت به سرزمین خوشبختی‌ها قدم گذارند، در همان سرزمینی که صلح، صفا، برابری، برادری، امنیت، رفاه و آسایش و ... حاکم باشد.ما با سیری گذرا در کتب مقدسه ادیان و مذاهب مختلف جهان، به این حقیقت می‌رسیم که اعتقاد به ظهور مصلحی که در آخر الزمان ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است. اکنون همه ادیان راجع به حضرت حجت پیش بینی‏ می‏کنند که عدل کامل ، صلح کامل ، رفاه کامل ، سلامت کامل و امنیت کامل‏ برقرار خواهد شد ، همان پیش بینی تکامل تاریخ و تکامل بشریت است ، یعنی زندگی بشر در آینده منتهی می‏شود به عالیترین و کاملترین زندگیها که‏ از جمله آثاری که در آن هست آشتی انسان و طبیعت است و آن این است که‏ زمین تمام معادن خود را در اختیار انسان قرار می‏دهد ، آسمان تمام برکات‏ خود را در اختیار انسان قرار می‏دهد و همه اینها خود تکامل تاریخ است.[8]

 

زمان ظهور مهدی(عج):

 

در روایات، وقایع و حوادث انتظار به شکل‌های گوناگون بیان شده اند. برخی از آن ها به علاماتی اشاره ‌می‌کنند که وجودشان حتمی است و برخی دیگر به علایم غیرحتمی. بدین گونه، روایات راه هرگونه انزوا را بسته و ایجاد تحرک ‌می‌کنند.

در جوامع روایی شیعی و سنی از امور متعددی به عنوان علایم ظهور یاد شده است که نشانه‌های آن را ‌می‌توان از زوایای مختلف نگریست؛ برای مثال، از لحاظ پیوستگی و گسستگی نسبت به ظهور، علایم منفصل و متصل، علایم پیش از ظهور و علایم مقارن ظهور، حوادث خارق العاده و اوضاع عمومی جوامع بشری و علایم حتمی و علایم غیرحتمی.

آنچه مسلّم است زمان قیام حضرت مهدی (عج) مشخص نیست و کسانی که برای آن وقت معین ‌می‌کنند دروغگویند.

از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: آیا برای ظهور مهدی (عج) وقت معینی هست که خلایق بدانند؟ فرمود: «حاشا، وقت ظهورش ساعتی است که خدای متعال در کتاب خود فرموده: (یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی...)(اعراف)

 

” در کتب مقدس، چنان که بیان شد، به ایجاد وحدت کلی در جهان اشاراتی شده است. در اسلام، این مسئله به طور خاص مورد توجه قرار گرفته است؛ که در نهایت، حکومت جهان دارای وحدت معنوی و صوری خواهد شد. ... “

اما ظهور فرج با خداست و وقت گذاران دروغگویند.»

از بررسی مجموع روایات چنین به دست ‌می‌آید که قیام هنگامی واقع ‌می‌شود که مردم تشنه پذیرش حقیقت و خواستار قیام مصلح و منجی باشند و این زمانی است که حکومت‌های ستمگر جوامع را به استثمار کشیده و جنگ‌های خانمان سوز مردم را به تنگ آورده باشد؛ زمانی که بشر آمادگی کامل برای حکومت خدایی و قوانین و اصول آن را داشته باشد و این آمادگی است که به حضرت نیرو ‌می‌دهد تا آنچه که هیچ مصلحی به انجامش موفق نشد انجام دهد[9]

حكومت مهدي(عج) سه ويژگي اساسي دارد؛

يكم. حكومت جهاني

 

در زمان ظهور مهدي(عج)، جهان تشنه عدالت است و در انتظار منجي عادل به سر مي‌برد. وقتي امام مهدي4 قيام خود را آغاز مي‌كند، با تكيه بر ياران و سپاهيان خويش و امدادهاي الهي، قدرت خود را در تمامي جهان گسترش خواهد داد و به اذن خدا، زمين و زمان را فرمان‌بردار خويش مي‌سازد. خداوند متعال به بندگان صالحش چنين وعده‌ داده است:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمْ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا.[60]

هم‌چنين مي‌فرمايد:

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ.[61]

امام باقر(ع) درباره آيه الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ [62]فرموده است:

اين آيه در شأن آل‌محمد(ص)، يعني مهدي(عج) و اصحابش نازل شده است كه خداوند سراسر زمين را به او تمليك مي‌كند و به دست او دين را ظاهر مي‌سازد و بدعت‌ها و باطل را از ميان مي‌برد تا حدي كه اثري از ستم ديده نخواهد شد.[63]

دوم. گسترش عدل و قسط

 

ديگر ويژگي حكومت مهدي(عج)، رعايت عدالت در تمامي جنبه‌هاي آن است. تأكيد بر مسئله عدالت و برپايي قسط در عصر مهدي، ترجيع بند همه روايات و احاديث در مورد آن حضرت به شمار مي‌رود. مهدي4، عدالت را به تمام معنا به اجرا در مي‌آورد و در همه جنبه‌هاي حقوقي، قضايي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... آشكار مي‌سازد، همان عدلي كه امام علي(ع) به آن بشارت داده است.[64]

سوم. وحدت

 

دولت مهدي(عج)، دولت وحدت است؛ وحدت صوري و معنوي. وحدت صوري است؛ زيرا مردم زير پرچم اسلام و معتقد به قانون قرآن، به خداوند واحد دل مي‌سپارند. وحدت معنوي نيز دارد؛ زيرا دوست مؤمنان پاك‌دل است؛ مردمي يك دل با هدفي واحد، يك سخن و دوستدار برپايي نظام عدالت‌ كه به توصيه‌هاي حاكمي الهي و عدالت‌گستر دل بسته‌اند.

بدين‌سان، دولت اسلام با بهره‌گيري از قانون قرآن و به كارگيري دقيق دستورهاي آن، به رهبري امام مهدي(عج) استقرار مي‌يابد و جهانيان، لذت زندگي زير پرچم منجي الهي، عادل را درك خواهند كرد. آن روز، زمين و آسمان به يمن برپايي دولت كريمه مهدوي، بركت‌هاي بي‌پايانشان را به مردم تحت امر او مي‌بخشند. اهل آسمان و زمين، شادمان و جماد و نبات و حيوان، شادابند.[10]

 

نتیجه گیری

 

 

هدف از مقایسه سیر اندیشه و اعتقاد نجات بخشی و تطوّر آن در هر یک از ادیان و همچنین برابری ادیان در اعتقاد به ظهور منجی، بیان این نکته نیست که دینی از دین دیگر در این مسئله خاص متأثر گردیده و یا بر آن تأثیر گذاشته است. آنچه در این پژوهش موردنظر ‌می‌باشد این است که موارد همانند یا مشترک ادیان کنار هم قرار گیرند و این نتیجه کلی به دست آید که اندیشه نجات بخشی و اشاره به موعودی که در پایان جهان خواهد آمد و نظامی منطبق با قوانین الهی و آسمانی خواهد ساخت، در ادیان وجود دارد. اما اینکه این موعود کیست، چه موقع و کجا ظهور خواهد کرد، از جمله مسائل مورد اختلاف ‌می‌باشد.

آنچه مشترک است این است که نجات دهنده آخرالزمان از خاندان نبوت است و دارای همه صفات پسندیده ‌می‌باشد. در همه ادیان نوعی اعجاز در مسائل مربوط به موعود دیده ‌می‌شود. وصف جهان انتظار در ادیان گوناگون الگوی واحدی دارد؛ جامعه ای است که در زمینه‌های فردی، اجتماعی، سیاسی اقتصادی، علمی و فرهنگی به ابتذال کشیده شده، فساد و تباهی به اوج خود رسیده؛ آن گاه است که فرج نزدیک است.

همه ادیان با عبارات و شیوه‌های واحدی از ویژگی‌های عصر انتظار یاد کرده اند. سبب این همسانی این است که در همه دوران ها و برای همه مردم، ستم، کینه و جنایت ناپسند بوده است. از این رو، انتظار جامعه ای بدون ظلم و تصور جامعه آرمانی از گذشته‌های دور تاکنون اندیشه بسیاری از دانشمندان و محققان بوده است، به گونه ای که هر یک از آنان طرحی جداگانه برای ایجاد جامعه آرمانی تدوین نموده است. افلاطون (با طرح مدینه فاضله)، فرانسیس بیکن و فارابی از جمله این افراد ‌می‌باشند.

طرح این گونه مسائل از سوی دانشمندان گوناگون و ریشه یابی آن در ادیان مختلف مانند مسیحیت، یهود و زرتشت و حتی مسلک هایی همچون برهما و بودا، نشانگر این است که زندگی در یک جامعه آرمانی خالی از ظلم و ستم ریشه در نهاد بشریت دارد. اما آنچه تمام این طرح ها را غیر عملی نموده، این است که آن ها واقع بینانه و همراه با ارائه روش نیستند، بلکه فقط یک جامعه آرمانی را به تصویر کشیده اند نه راه و روش رسیدن به آن را. همچنین هدف هایی برای این طرح ها تعیین نشده است تا بدان وسیله اراده و شور و خواست مردم را برانگیزد و آنان را به تغییر اوضاع و احوال موجود مایل گرداند. تنها طرحی که دارای این خصایص ‌می‌باشد اسلام است.

 

تحقق این جامعه آرمانی در متون دینی ما پیشگویی شده

” همه ادیان با عبارات و شیوه‌های واحدی از ویژگی‌های عصر انتظار یاد کرده اند. سبب این همسانی این است که در همه دوران ها و برای همه مردم، ستم، کینه و جنایت ناپسند بوده است.... “

و هدف نهایی جامعه آرمانی این است که انسان ها به کمال حقیقی برسند؛ کمالی که جز بر اثر خداشناسی، خداپرستی، اطاعت کامل و دقیق از اوامر و نواهی الهی و کسب رضای خداوند و تقرّب به درگاه او حاصل شدنی نیست. جامعه ای که خداوند وعده فرموده است، جامعه ای است که افرادش عقاید، اخلاق و اعمال موافق با تعالیم و احکام اسلامی دارند.

خدای متعال تحقق چنین جامعه ای را وعده فرموده: (وَعَدَاللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَُیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً...) (نور: 55)؛ خدای متعال به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که در زمین جانشینشان کند، چنان که کسانی را که پیش از آنان بوده اند جانشین کرد و دینشان را که برای ایشان پسندیده است، به سودشان استوار و پا برجا گرداند و از پی ترسشان امنیت جایگزین کند تا مرا بپرستند و چیزی را با من شریک نسازند... .

آنچه این جامعه آرمانی اسلامی را از سایر جوامعی که در طول تاریخ بشر پدیدار شده اند متمایز ‌می‌سازد جهان بینی آن است؛ زیرا در این جامعه هر فردی به وجود و وحدت آفریننده جهان هستی ایمان دارد و خود را به عنوان موجودی که هستی خود را از او دارد ‌می‌شناسد و معتقد است خدای متعال رب اوست و او عبد خداوند. خداوند قدرت سلطه و جبروت مطلق دارد و انسان باید در برابر او نهایت ضعف، عجز، خضوع و خشوع را داشته باشد و نباید در برابر خدا اظهار عجب و بی نیازی کند. در این جامعه هر فردی موحد و مؤمن است و مهم‌ترین خصیصه جامعه آرمانی یگانه پرستی و نفی شرک و کفر ‌می‌باشد.

در این جامعه هدف آفرینش انسان ها و غرض از همه امور و شئون فردی و اجتماعی زندگی آدمی خداشناسی و ارتباط هر چه نزدیک تر و استوارتر میان خدای متعال و بشر است. در جامعه آرمانی اسلامی هر فردی ‌می‌داند آنچه در اختیار اوست، اعم از جسم و روح، امانت الهی است و باید در حفظ آن بکوشد و در قبال طبیعت دو موضع مهم دارد: یکی، امانت دار بودن و دیگری، خلیفه و جانشینی خدای متعال در روی زمین؛ ‌می‌کوشد که نعمت‌های الهی در طبیعت از بین نرود و تلاش ‌می‌کند که موجودات طبیعی رشد و کمال یابند و استعدادهایشان به فعلیت برسد و زمین را آباد کنند؛ چنان که ‌می‌فرماید: او شما را از زمین پدید آورد و آباد کردن آن را به شما سپرد. (هود: 61)

در جامعه آرمانی اسلامی هر فرد همه ارتباطاتش را با سایر افراد بر اساس دو اصل قسط و عدالت و احسان مبتنی ‌می‌سازد هر فردی حقوق و اختیارات و نیز تکالیف و وظایف خود و دیگران را همواره ملحوظ ‌می‌دارد و در مقام عمل رعایت ‌می‌کند. خدای متعال جور و ظلم را علت نابودی جوامع ‌می‌داند.

در جامعه آرمانی همه علوم و معارف و فنون، که به کار بهبود بخشیدن به فعالیت‌های اقتصادی افراد ‌می‌آیند، ترویج ‌می‌گردند.

در این جامعه کسی که بیشترین آگاهی را از تعالیم و احکام اسلامی و قوانین حقوقی اسلامی دارد و خلیفه الهی است و اوضاع و احوال موجود جامعه خود و سایر جوامع و کل جهان را در ابعاد مختلف به خوبی ‌می‌داند، اصول و قوانین الهی را بر جامعه حاکم ‌می‌سازد و بدین وسیله، نظام حقوقی کاملا عادلانه ای تعیین ‌می‌کند و در سایه آن حقوق افراد را معین ساخته و اختلافات را حل و فصل ‌می‌کند؛ همان گونه که خداوند فرمان داده است: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ...) (نساء: 59)

بنابراین، جامعه آرمانی مجموعه ای از افرد کاملا آگاه مؤمن، متعبّد، متّقی و عادل ‌می‌شود که مصادیق (الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ)هستند؛ یعنی هم به تعالیم و احکام اسلامی ایمان آورده اند و هم نظام ارزشی و رفتاری این دین مقدس را در زمینه اخلاق و حقوق عملا به کار بسته اند. در چنین جامعه ای ترس و اندوه و فقر معنا نخواهد داشت و آرامش برقرار است. چنین جامعه ای در احادیث وعده داده شده است؛ آنجا که ‌می‌فرمایند: در زمان حکومت منجی جهان، اگر پیرزنی از مشرق، به مغرب زمین سفر کند کسی او را ناراحت نخواهد کرد و یا برای پرداخت زکات، فقیری را نمی یابند و خداوند هم ایجاد چنین جامعه ای را وعده فرموده است: (الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ.)(حج: 41)

این سنت الهی است که در آیات بسیاری از قرآن به آن وعده فرموده است؛ مانند: (جَاءالْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً) (اسراء: 81)؛ حق آمد و باطل از میان رفت که باطل از میان رفتنی است.

خداوند وعده داده است که پیامبران، فرمانبران و پیروان آنان را کمک و یاری کند: (فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ.)(مائده: 56)

البته همان گونه که در متن مقاله ذکر شد، اندیشه مهدویت و وجود موعود برای اصلاح جهان تنها توسط آیین اسلام طرح نشده است، بلکه بشارتی است که خدای متعال به همه انبیا داده است و تمامی ادیان توحیدی منادی این اندیشه بوده اند وآینده جهان را از آن صالحان خوانده اند و حاکمیت عدالت را بر سراسر گیتی حتمی قلمداد کرده اند و این اندیشه آن قدر در ادیان توحیدی پر رونق و آشکار بوده است که به ادیان غیرتوحیدی نیز رنگ داده و ادیانی که به ظاهر منشأ الهی نداشته اند نیز اعتراف به وجود مصلح جهانی کرده اند، اما اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (عج) به عنوان منجی عالم بشریت، باوری است اسلامی که بر اساس کتاب و سنت پدید آمده و همه مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند.

این باورداشت به عنوان اندیشه اسلامی بر پایه قوی‌ترین برهان‌های عقلی و نقلی استوار است و بررسی تاریخ و شواهد بسیار آن بهترین تأیید بر صحت آن به شمار ‌می‌رود و هیچ یک از مسلمانان به انکار در آن نپرداخته و خود پیامبر(صلی الله علیه وآله) اولین پایگاه برای نشر عقیده به مهدویت بین مسلمانان بوده اند. احادیث متواتری نیز در این باب وارد شده اند.

از این رو، ما مسلمانان همچنان که همه خبرهای غیبی خدا و پیامبر(صلی الله علیه وآله) را باور و به فرشتگان خدا و کتاب ها و پیامبران او ایمان داریم و آنچه را که از جزئیات و تفاصیل معاد و بهشت و دوزخ و مانند آن، که جز به وسیله وحی و خبر دادن پیامبر(صلی الله علیه وآله)قابل اثبات نیست به ما خبر داده اند تصدیق ‌می‌کنیم، همین طور به وعده خداوند نیز که آن را در کتابش خطاب به مؤمنان و همه بشریت فرموده ایمان داریم و نسبت به تحقق این وعده الهی در وراثت صالحان و حکومت اسلام و قرآن در تمام جهان تردیدی به خود راه نمی دهیم و از خداوند ‌می‌خواهیم که ما را بر این عقیده و بر تمام مبادی و اصول اسلامی و باورهای اصیل و صحیح پایدار و ثابت قدم بدارد.

 

 

 

 

 

 

 

منابع

 

 

 

 

 

 

 

1--نجات بخشی در ادیان،راشد محصل،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی

 

2--سایت تبیان زنجان www.tebya.-zn.ir .[1]

 

3-- منبع : فصلنامه معرفت ، شماره 94، مهدویت در اسلام و عهدین، اکرم خدایی اصفهانی

 

4-

 

 www.maarefequran.org.1390/3/8

 

5-موعود ادیان،زیر نظر ایت الله منتظری،نشر موسسه فرهنگی خرد آوا

.

 

--------------------------------------------------------------------------------

-نجات بخشی در ادیان،راشد محصل،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی،ص113[1]

همان ص 114-[2]

-سایت تبیان زنجان www.tebya.-zn.ir .[3]

-نجات بخشی در ادیان،راشد محصل،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی تهران  ص118[4]

-همان  ص 118[5]

-همان ص 120-121[6]

-نجات بخشی در  ادیانريا،راشد محصل،فرهنگستان علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران ص122-123[7]

-www.tebyan-zn.ir1390/3/14[8]

- منبع : فصلنامه معرفت ، شماره 94، مهدویت در اسلام و عهدین، اکرم خدایی اصفهانی[9]

-www.maarefequran.org.1390/3/8[10]


 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 21:49  توسط   |  نظر بدهید منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نوشته های پیشین
تیر 1390
پیوندها

  RSS