یونیتارین‌ها

علي‌رضا دوران
چکیده
تثلیث یکی از عقاید بحث برانگیز در میان آموزه‌های مسیحیت است که بیان می‌کند سه ذات پدر، پسر و روح‌القدس دارای یک ذات مشترک هستند و خود را یکتا‌پرست نیز می‌دانند. این عقیده از همان ابتدا با مخالفت‌هایی از جانب اندیشمندان مسیحی رو به رو شد. یکی از این گروه‌ها یونیتارین‌ها بودند که به تدریج در مسیحیت رشد و ظهور کردند. اما این گروه به دلیل مخالفت عمده مسیحیت و عدم داشتن امکانات گسترده برای تبلیغ، چندان شناخته شده نیستند. لذا بر آن شدیم تا به معرفی این گروه و عقاید آن‌ها بپردازیم. فعالیت‌های ابتدایی این گروه با افکار شخصی به نام «آریوس» آغاز شد و به دیگر نقاط نیز سرایت کرد. در 1566م. فردی به نام «دیوید فرانسیس» از ترانسیلوانیا نخستین کلیسای یونیتارین‌ها را تأسیس کرد و این گروه به طور رسمی اعلام موجودیت نمود. سپس گروه‌هایی در انگلیس و آمریکا شکل گرفت و از آن‌جا به سایر کشورها گسترش یافت. این گروه عقیده دارند که خدا فقط یکی و عیسی نیز یک بشر و انسان است و هر انسانی با توجه به تجربیات شخصی و فهم خود قادر به درک حقیقت و در نهایت رسیدن به رستگاری می باشد. این گروه امروزه با نام «یونیتارین-یونیورسالیست»‌ها فعالیت می‌کنند که پایگاه اصلی آنان در آمریکا و کانادا است.

کلیدواژه‌ها: یونیتارین، یونیورسالیست‌ها، پیروان آریوس، مسیحیان موحد، شاهدان یهوه
مقدمه
اعتقاد به تثلیث یکی از عقاید بحث برانگیز در میان مسیحیان است. در حالی که مسیحیان خود را موحد و یکتاپرست می‌دانند، اعتقاد به تثلیث را نیز به عنوان یک عقیده‌ي ثابت در این دین پذيرفته‌اند و در توجیه جمع ميان توحيد و تثليث دچار مشکل می‌شوند. در طول بيست قرن سابقه‌ی مسيحيت، بسياري از الهي‌دانان برجسته، اصل تثليث را مورد انتقاد قرار داده، آن را مخالف با تعاليم کتاب مقدس دانسته‌اند. اين مطلب شايد از آن رو باشد كه در عهد جدید و عهد قدیم، هیچ مطلبی که به‌طور صریح به تثلیث اشاره کرده باشد، مشاهده نمی‌کنیم.
اعتقاد به تثلیث را شاید نخستین بار پولس و تحت تأثیر اندیشه‌ها و خدایان سه‌گانه‌ی یونانیان بیان کرد. «آدولف فن هارناک» که از دانشمندان عالي‌مقام الهيات به شمار مي‌رود، معتقد بود که عيسي ادعا نکرده که مسيح موعود خداست و الوهيّت دارد، بلکه (پس از وي) پولس، تثليث و عقايد يوناني باعث شدند که انجيل ساده‌ي عيسي به الهيات پيچيده‌اي درباره‌ی او تبديل شود.  ولی با وجود این، چنین اندیشه‌ای تا مدت‌ها مورد توجه نبود تا این که در قرن چهارم ميلادي و در پی اختلاف میان کشیشانی در اسکندریه، موضوع تثلیث به‌طور جدی مطرح شد و در نهایت پادشاه اسکندریه تصمیم گرفت که چاره‌ای بیندیشد و موضوع را برای همیشه فیصله دهد؛ لذا شورایی از علمای مسیحی را از نقاط مختلف گرد هم آورد تا در این مورد تصمیم گیری کنند. نتيجه آن شد كه این شورا، حکم به تأیید تثلیث داد و تثلیث به عنوان یک عقیده به‌طور رسمی وارد مسیحیت شد، به گونه‌اي كه مخالفان آن نیز به شدت مورد مجازات قرار می‌گرفتند. با اين همه، این اندیشه از سوی برخی مسیحیان مورد مخالفت واقع گردید که به تدریج باعث شکل گیری گروهی شد که امروزه به عنوان مسیحیان موحد و یکتا پرست شناخته می‌شوند و از آن‌ها به عنوان «یونیتارین‌ها» نام برده می‌شود. گروهی که در ابتدا به دلیل سرکوب شدید مخالفان، چندان توانایی مطرح کردن اندیشه‌های خود را نداشتند، ولی به تدریج و با سازماندهی فعالیت‌های خود توانستند به شکل یک گروه منسجم فعالیت نمایند و در نقاط مختلف دنیا طرفدارانی را جذب کنند. يونيتارين‌ها در منابع فارسي زبان، شناخته شده نیستند و در مورد آنان کمتر مطلبی نوشته شده است. این مطالب به‌طور مختصر به معرفی آن‌ها بسنده کرده‌اند و بايد گفت مقاله يا كتابي که به‌طور کامل به معرفی این گروه پرداخته باشد، نگاشته نشده است.
در این مقاله به معرفی این گروه و چگونگی شکل‌گیری آن از قرن چهارم تا دوره‌ي کنونی و هم‌چنین برخي از اندیشه‌های موحدان مسيحي پرداخته خواهد شد (زیرا تمام این گروه، اندیشه‌های ثابت و یکسانی ندارند که مورد قبول همه باشد و فقط در برخی موارد با هم اشتراک عقیده دارند). در پایان نیز پراکندگی جغرافیایی این گروه در زمان حاضر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
معناي يونيتارين
لفظ «يونيتارين» نخستين بار در بريتانيا ايجاد و استفاده شد که  به معترضان و مخالفان تثلیث و الوهيّت حضرت عيسي اطلاق می‌گردد. اين معترضان عقيده داشتند كه ديدگاه الوهيّت عيسي در اوايل قرون مسيحي ايجاد شده و ایشان هرگز اين مطلب را بيان نكرده است.
یونیتارین‌ها به دلیل این‌که با تثلیث مخالف بوده اند و به یک خدا اعتقاد دارند «موحدان» نیز خوانده شده‌اند. اين موحدان بيش‌تر به دليل تأكيدي كه در باب تساهل و مدارا نسبت به نظريات مختلف ديني دارند، معروف شده‌اند و كليساي آنان هيچ گونه اعتقاد رسمي يا اصول جزمي ندارند. آنان اين ايده را كه مسيح، موجودي ربوبي بوده رد می‌کنند و معتقدند كه همه‌ی انسان‌ها عناصري از الوهيّت در وجود خويش دارند. موحدان بر این باورند كه رستگاري انسان به نيّات و اعمال او بستگي دارد.  يونيتارين‌ها از قرن 16م. به بعد و از دل اصلاحات پروتستاني از 1560 در مدت ده سال به عنوان يك سازمان كليسايی ظهور پيدا كردند و به رسميت شناخته شدند. امروزه با نام يونيتارين- یونیورسالیست‌ها در كانادا و آمريكا فعاليت می‌کنند.
تاريخچه يونيتارين‌ها
اگر‌چه لفظ يونيتارين‌ها نخستين بار در قرن 16م در بريتانيا استفاده شد، ريشه در فعالیت‌های شخصي به نام آريوس دارد و مخالفت با تثليث و الوهيّت حضرت عيسي را اولین بار او مطرح کرد. آريوس كه به علم، زهد و پرهيزكاري شناخته می‌شد، عقيده‌ی تثليث و وجود ازلي اقانيم سه گانه در ذات الهي را كه الكساندر، اسقف اسكندريه، مطرح کرده بود، انكار كرد. او عقيده داشت خدا از خلقت، كاملاً جداست پس نمی‌توانیم مسيح را كه مانند انسان تولد يافته با خدا يكي بدانيم. آن‌چه در عيسي تجسم يافته كلمه‌ی ازلي و غير مخلوق نبوده، بلكه يكي از مخلوقات بوده و در زمان، آفریده شده است.
و اين اختلاف عقيده بين طرفداران آريوس و الكساندر موجب بروز مشكلاتي گرديد. قسطنطين، پادشاه اسكندريه، تصميم گرفت كه خود، اين قضيه را فيصله دهد. او شورايی در نیقيه تشكيل داد و در آن، اين دو نفر را به همراه نمايندگاني از كليساهاي مختلف جمع كرد تا در اين مورد تصميم گيري نهايي صورت گيرد.
آريوس در اين شور، اصطلاح سنتي «مولود از پدر را» اين گونه تفسير كرد كه عيسي توسط پدر از عدم خلق شده است. او مانند اوريجن بر اين باور بود كه تنها پدر، خداي حقيقي است. در مقابل، اسكندر و طرفدارانش به‌ويژه يكي از كشيشان به نام آناتاسيوس عليه او و نظراتش موضع گرفتند و در نهايت اين شورا حكم به هم ذاتي پدر و پسر داد و نظر آريوس را رد کرد. آريوس و دو نفر ديگر كه اين نظر را تاييد نكردند، تكفير و تبعيد شدند.
اگر چه طرفداران آريوس او را فردي پاك و متدّين می‌دانند و عقيده دارند كه او اصل تثليث را به راستی رد می‌کرد، عده‌ای از مخالفان بر اين باور هستند كه او اين كار را براي جلب توجه ديگران و كسب شهرت انجام داده است. «در سال 318، اسكندر، اسقف اسكندريه، براي كشيشان خود نطقي نمود و در آن، درباره ی اهميّتِ بسیارِ وجدانيت تثليث اقدس سخن گفت. به اشتباه «سايلياتيزم» نزديك گرديد، وجود ازلي اقنوم سه گانه را در ذات اقدس الهي انكار مي نمود... ولي يكي از اعضاي كليساي «پرسبيري» كه قصد خود نمايي داشت و خودپسندي وي را فرا گرفته بود و به عزم اين كه براي خود شخصيتی بسازد، بناي ضديّت با اسكندر نهاد و عقيده‌ی جديدي را براي تثلیث اختراع نمود.»
اما به هر حال و با تمام اين ادعاها، آريوس راه را براي مخالفت‌هاي بعدي باز كرد.
يكتاپرستي جديد در دوره‌ی اصلاحات آغاز شد و از آن زمان به بعد مسیر باريكي در تاريخ كليسا به وجود آمد. اين ذهنیّت از عناصر راديكالِ جناحِ چپِ اصلاحات جهش كرد. برخي از روشن فكران اين گروه خواستند كه انتقاد از تعاليم سنتّي كليسا را تا دكترين‌هاي تثليث و تجسم خدا به صورت انسان، كه هم با عهد جديد و هم یافته‌هاي عقل متناقض مي‌‌دانستند، گسترش دهند.
نخستين كليسايی كه بر اساس ضديّت با تثلیث تاًسيس شد، در لهستان_كشوری متشکل از عقايد كاتوليك روم، كليساي لوتري، كليساي اصلاحي و كليساي هوسيت_ بود. در سال 1556 م. به طبقه‌ی نجبا حق برگزاري عبادات الهي به‌طور خصوصي داده شد و اين نمايش دهنده‌ی وجود آزادي مذهبي براي اقليّت‌ها است.
در ترانسیلوانیا نیز مرکز ضد تثلیثی دیگری شکل گرفت. آن‌ها از آزادی کاملی برای تبلیغات خود برخوردار بودند و می‌توانستند از اختلافی که میان لوتری‌ها و کالونیست‌ها وجود داشت، بهره گیرند. رهبری این جنبش را فردی به نام «دیوید فرانسیس» بر عهده داشت.
دیوید فرانسیس، اولین الهیات دان و مؤسس کلیسای یونیتارین در ترانسیلوانیا بود. او در «کلوزسوار» (kelozsvar) _منطقه‌ای در آلمان_ به دنیا آمد. الهیات را در شهر کلوج در فرانکفورت آلمان به پایان رساند و سپس به زادگاهش بازگشت و به‌عنوان راهب و معلّم به کار مشغول شد. او ایده‌های جدیدی در مورد اصلاحات داشت و به‌عنوان رهبر اصلی اصلاحات در ترانسیلوانیا معرّفی شد. از سال 1565م. شروع به سخنرانی در مورد فلسفه‌ی وجودی یونیتارین‌ها کرد و بخش جدیدی از اصلاحات را آغاز نمود. اصلاحاتی که در آن اعلام شد خداوند یکی است و مذهب آزاد است؛ زیرا هدیه‌ای از جانب خداوند است. وی در 20 ژانویه 1566م. اولین سخنرانی خود را راجع به یونیتارین‌ها در کلیسای اصلی شهر کلوزسوار ایراد کرد و مورد حمایت و استقبال مردم قرار گرفت. حتی پادشاه، جان سیگموند، به او گروید، یونیتارین شد و از اصلاحات یونیتارین‌ها حمایت کرد.
از آن پس، به همه اجازه دادند تا با توجه به فهمشان از کتاب مقدس سخنرانی کنند و به خاطر عقایدشان مورد آزار قرار نگیرند. و این نقطه‌ی آغازین کلیسای یونیتارین در ترانسیلوانیا بود.
در سال 1571م. جان سیگموند فوت کرد و پادشاه بعدی از اصلاحات یونیتارین‌ها حمایت نکرد و هیچ گونه پیش رفت و نو آوری دینی قابل تحمل نبود.
فرانسیس به خاطر عقایدش و ضدیّت با دین به قلعه‌ی «دوا دانگن» تبعید شد و در تاریخ 15 نوامبر 1579م. در همان جا جان سپرد. عقاید یونیتارینی در انگلیسِ اواسط قرن 16م. در نوشته‌های «جان بایدل»(1615-1662) شکل گرفت.
در انگلیس، جان بایدل 12 نظر را که از کتاب مقدس استخراج کرده بود، منتشر کرد. از دیگر اقدامات او این بود که عقاید یونیتارین‌ها را طبق متن عهد جدید بنا کرد. «توماس فیرمن» (Tomas Firmin) و دیگران دیدگاه‌های بایدل را نشر دادند. گرچه یونیتارین‌ها از قانون مدارای مذهبی بیرون شده بودند، دیدگاه‌های آن‌ها در میان کلیسا و طرفداران آریانیسم باقی ماند.
هنگامی که کشیشان مخالف یونیتارین‌ها در سال 1719م. در سالن اجتماعات سالترز(Salters Hall) در لندن گرد هم آمدند، به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول که با دیدگاه‌های پذیرفته شده علیه یونیتارین‌ها موافق بودند. گروه دوم که عقایدِ مطابقِ ظاهرِ کتاب مقدس را می‌پذیرفتند؛ لذا گروه دوم به سمت دیدگاه‌های یونیتارین‌ها نزدیک شدند. «تئوپولوس لندزلی»(1723-1808) با عقاید محدود کلیسای انگلیس مخالفت کرد، کشیشی آن کلیسا را رها کرد و کلیسای «ایسیکس استریت» را در سال 1774م. بنا کرد که نخستین انجمن یونیتارین‌های انگلیس بود.
«جوزف پریستلی»(1733-1804)، کشیشش و دانشمند سرشناس، نیز نقش کلیدی را در شکل‌گیری فعالیت‌های یونیتارین‌ها ایفا کرد. پریستلی یکی از رهبران خارق العاده و تأثير گذار یونیتارین‌ها بود که در زمان او اصالت گرایی کتاب مقدس، مادی گرایی، جبر گرایی و اومانیسم مسیحی بر یونیتارین‌ها تأثير زیادی گذاشت.
ریچارد پرایس(1723-1791) یکی دیگر از رهبران یونیتارین انگلیس بر آزادی اختیار در مخالفت با جبر گرایی تأکید داشت.
پریستلی و پرایس، جانشینان لیندزلی، در کلیسای ایسکس استریت(Essex Street) اومانیسم مسیحی را بالاتر از دیگر عقاید یونیتارین ها قرار دادند و نظرات آریانیسم را کنار گذاشتند.
توحید گرایی، ابتدا در انگلیس راه یافت و سپس توسط جوزف پریستلی به آمریکا برده شد. پریستلی که به خاطر عقایدش به آمریکا پناهنده شده بود، عقاید یونیتارین‌ها را در این کشور رواج داد و نخستین کلیسای موحدان را به همین نام پایه گذاشت. چیزی نگذشت که در اوایل سال 1785م. عبادت گاه قدیم بوستن، معروف به «نمازخانه ی سلاطین» کتاب «انگلیکن» خود را تغییر دا دو عقاید موحدان را پذیرفت. 
در كنار يونيتارين‌ها، گروه ديگري نيز در همان زمان در آمريكا در حال شكل گيري بود كه به «يونيورساليست»‌ها معروف بودند. یونیورسالیست‌ها پيرو اين انديشه بودند كه رستگاري خاص افراد معدود، «برگزيدگان»، نيست، بلكه موهبتی از جانب خداوند براي تمام مردم است و لذّت پيوستن نهايي به ذات حق، سرانجام نصيب همه مردم_ اگرچه خطا كار باشند_ مي‌شود. آن‌ها معتقد بودند كه خداوند رحمان و رحيم است و نم يتواند كسي را گرفتار لعن ابدي سازد.
گرچه موحدان و يونيورساليست‌ها به عقايد متفاوتی پاي بند بودند، هر دو به نوع بشر اهميّت ويژه‌اي مي‌دهند، او را از خدا جدا نمي‌دانند و بر توانايي فطري وي در شناخت و انجام آن‌چه كه درست مي‌پندارند، تاًكيد مي‌كنند. 
اين دو آيين مجزا ولي مشابه، به تدريج در خلال قرن 20 م. به هم نزديك و نزديك‌تر شدند تا آن‌كه سرانجام در سال 1961م. با تشكيل انجمن «يونيورساليت‌هاي موحد» به صورت آييني واحد در آمدند.
امروزه اين گروه با همين نام در كشورهاي آمريكا و كانادا و برخي كشورهاي ديگر فعاليت می‌کنند. يونيتارين- يونيورساليست‌ها يكي از48 عضو انجمن بين المللي دين آزاد(IARF) هستند. در كانادا اعضاي بزرگ‌سال اين گروه در سال 1948م. در حدود 138110 نفر بوده است كه در 1010 كليسا و انجمن فعاليت داشته‌اند. در آمريكا يكتاپرستي كنوني پيروان بسيار كمي داشته است. جناح چپ يا مسيحي نشده‌اند يا مسيحيّت را با عقايد رسمي‌اش پذيرفته‌اند و يا نهضت يكتا پرستي كه نشان‌گر شكل غير‌عقيدتي و ضعيفي از مسيحيت است، ديگر جذبه چنداني ندارد. 

شخصيت‌هاي مهم يونيتارين‌ها:
در ميان شخصيت‌ها و افراد تأثيرگذار در ميان يونيتارين‌ها علاوه بر افرادي چون آريوس، جان بايدل، جوزف پريستلي، ديويد فرانسيس و تئوپولوس ليندزلي افراد ذيل نيز نقش‌هاي مؤثري در ميان اين گروه داشته‌اند.
1. ميكائيل سروتوس
سروتوس در اسپانيا به دنيا آمد و نخستين بار زماني به متن كتاب مقدس دست يافت كه مشغول تحصيل در رشته حقوق بود. او تصميم گرفت كه متن كتاب مقدس را 1000 بار بخواند.
وي پس از مطالعه‌ی دقيق پي برد كه تثليث در كتاب مقدس وجود ندارد. او در 20 سالگي مهم‌ترين اثر خود به نام «اشتباه تثليث» را به نگارش درآورد.
از نظر سروتوس، عيسي تنها از اين جهت فرزند خدا بود كه آفريدگار حكمت خويش را بر وي مكشوف ساخته، ولي عيسي با آفريدگار كه امكان دارد همين حكمت را به ديگران هم بدهد، برابر است، در ابديّت شريك نيست و خداوند فرزند خود، عيسي، را مانند يكي از پيامبران به جهان فرستاده است.
سروتوس درباره‌ی تثليث مي‌گفت: «همه كساني كه به سه‌گانگي ذات آفريدگار معتقد هستند، سه گانه پرست هستند و از آن‌جا كه يگانگي خدا را انكار مي‌كنند، بي‌دين بالفطره می‌باشند.»
2. کاستالیون
کاستالیونِ فرانسوی نیز یونیتارین بوده است. او عقیده داشت:«صدها سال است که مردم درباره‌ی مسیح و تثلیث بحث کرده‌اند و از این بحث‌ها نتیجه‌ای نگرفته‌اند و نخواهند گرفت. خلق و خوی مردم از این مباحث بهبود نمی‌یابد و آن‌چه ما نیاز داریم به کار بستن تعالیم مسیح است.
3. ویلیام چنینگ
در سال 1805م. یکتا پرست‌ها کنترل دانشگاه‌ هاروارد را به دست گرفتند که به زودی یکی از دانشگاه‌های پیش رو آمریکا شد. سخنگوی این نهضت «ویلیام چنینگ»، کشیش مسیحی کنگرشنالیست، بود که به سبب اعتقاد به طبیعت غیر مسیحی دکترین تثلیث مورد توجه قرار گرفت و به همراه جمعیت کنگرشنالیست‌ها به یکتا‌پرستان پیوست. او عیسی را تجلی بخش ایده‌های انسان می‌دانست. رستاخیز او را می‌پذیرفت ولی الوهیتش را انکار می‌کرد. چنینگ هم چنین نجات انسان را پذیرفت و از این رو کفاره را انکار می‌کرد.
4. یاسپرس
یکی از اندیشمندان معاصر که با ایده‌ی تثلیث مخالفت کرده، یاسپرس است. او می‌نویسد که «تجسم خدا در عیسی و انسان –خدا بودن او مانند نظرهایی است که در بین هندوها و یونانیان دیده می‌شده، ولی در بین مسیحیان یک شکل خاص و منفردی دارد». مسیحیان معتقد هستند که این جسمیّت یافتن خدای واحد فقط یک بار و در وجود یک انسان رخ داده است و بقیه، تجسم دروغین خدایانند. یاسپرس، تثلیث را یکی از عجیب‌ترین و متداول‌ترین ایده‌های مسیحیت می‌شمارد و می‌گوید: «در انجیل از لوگوس(روح خدا) سخن گفته می‌شود ولی از تثلیث به صورت وحدت این سه عامل سخنی نیست. برای فلسفه، مسأله‌ی«انسان –خدا» یک پوچی گمراه کننده است. اعتقاد به پسرِ خدا، تجاوز و توهین به فلسفه است».
5. آدولف فن هارناک
«آدولف فن هارناك»، استاد برجسته‌ی دانشگاه لایبزیک، گیسن ماربورگ و برلین بود و به سبب جایگاه علمی‌اش، امپراطور وقت به او لقب تشریفاتی «فون» اعطا کرد. او نیز از رهبران یونیتارین بوده است.
6. دیگر شخصیت ها
در میان شخصیت‌های سیاسی نیز 4 نفر از رییس جمهورهای آمریکا دراین فرقه عضویت داشته‌اند.
1-جان آدامز فدرالیست (1801-1797)
2-جان کوینسی (1829-1825)
3-میلیارد فلیمور (1853-1850)
4-ویلیام هوارد (1913-1909)
اندیشه‌ها و باورهای یونیتارین‌ها
این جمله از آریوس است که می‌گوید : «ما یونیتارین‌ها هیچ اصول اعتقادی مشخصی نداریم، فقط یک سری اصول مذهبی داریم». تفاوت این دو گفته این است که یونیتارین‌ها هیچ اصول ایمانی که شورای کلیسا آن را ملزم و تأييد کرده باشد، ندارند.
اما در عضویت عمومی یونیتارین‌ها تعدادی اصول و دیدگاه‌های پذیرفته شده وجود دارد که کم و بیش مجوعه‌ی یونیتارین‌ها از آن آگاهی دارند. اندیشه‌ها و باورهای یونیتارین‌ها، ریشه در کتاب مقدس و آموزه‌های عیسی مسیح دارد. در زیر به برخی از این باورها اشاره می‌شود.
- با توجه به اصول یونیتارین‌ها، عشق به خدا و بشر، ذات و گوهر تعلیمات عیسی است.
- عیسی مسیح یک بشر است و رهبری انسان‌ها را در تعلیم و هدایت انسان به سوی خداوند بر عهده دارد.
- عیسی هیچ گاه در مورد یک فرزند ازلی که همیشه بوده و هست، چیزی نگفته، حتی در مورد دوگانگی در مسیحیت نیز چیزی را بیان نمی‌کند و فقط در مورد یک خدا سخن گفته است.
- خداوند انسان را پاک و نیکو آفریده و این که او قادر است که تکامل پیدا کند و به سعادت برسد.
- اگر انسان‌ها یک دیگر را دوست بدارند، بخشنده، فروتن و صلح طلب باشند، می‌توانند تمام چیزهای خوب و بد را تشخیص دهند.
- محبت و بشردوستی باید در اعمال ما دیده شود.
- وجدان، آزاد است و هرکس بهترین فهم خود را از تعالیم دینی دنبال می‌کند، بنابراین یونیتارین بودن به معنای پذیرش آزادی کامل در موضوع دین است.
- نهاد کلیسا یک نهاد ضروری برای رشد و گسترش تعالیم عیسی است.
- خدا یکی است و قابل تجزیه نیست.
- بشر برای پیش رفت نیازمند حکمت است و این که میان یافته‌های علوم و دین هم‌آهنگی ایجاد کند.
 - تمام انسان‌ها از نظر جنس، با هم برابرند. (تفاوتی میان زن و مرد نیست)
- اصول دینی و وجدانی، تفکر و تجربه‌ی دینی است.
در مورد نقش فردگرایی نیز اعتقاد دارند هرکس حق دارد که با توجه به عقل و وجدان خود و با استفاده از تجربه‌ی زندگی‌اش حقیقت را جست و جو کند.
یونیتارین‌ها و هم‌سویی با دیگر گروه‌های مسیحی
در میان گروه‌های مسیحی، برخی از آن‌ها در بسیاری از عقاید با یونیتارین‌ها شباهت دارند.
الف) شا هدان یهوه
مؤسس این گروه «چارلز تیز راسل» است که در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به تجارت مشغول بود. 
نام شاهدان یهوه از کتاب مقدس پیدا شده است «یهوه می‌گوید که شما شهود من هستید و من خدا هستم». (اشعیاء نبی43:12).
تاریخ شاهدان یهوه و خداپرستی آنان سابقه‌ای شش هزار ساله دارد. ولی امروزه فقط شاهدان یهوه را می‌توان آخرین محافظان و رهروان راهی دانست که بندگان راستین خدا در درازای تاریخ پی سپرده‌اند.
آن‌ها به صورت تشکل جامعی نیستند که محل و مکانی برای گرد آمدن داشته باشند و فقط سازمانی در پنسیلوانیا به نام «برج مراقبت کتاب مقدس و انجمن نشر مقالات دینی» دارند که در سال 1884م. راسل آن را به صورت قانونی در آورد.
شاهدان یهوه برای اثبات تعالیم خود به کتاب مقدس استناد می‌کنند. آنان می‌گویند کتاب مقدس، با تفسیر تمثیلی و تاریخیِ هماهنگ با روح مسیحیت قابل فهم است. مسیح آفریده‌ای است و گاه آن را با میکاییل برابر می‌دانند.
تعلیمات شاهدان یهوه
از تعاليم آن‌هاست که یهوه تنها خدای حقیقی بوده، شیطان سبب تمرد انسان در عدن شد، سلطنت‌اش را نپذیرفت و اوست که خلوص ایمان آدمیان را می‌آزماید. نخستین هدف خداوند، حمایت از سلطنت انسان است. خداوند برای اجرای این مقصود، حضرت عیسی را به زمین فرستاد تا با قربانی شدنش کفاره‌ی گناهان را بپردازد و شالوده‌ای برای امور نوین نظام خداوندی پایه ریزی کند.
شاهدان معتقدند که خدای یهوه و عیسی مسیح، دو شخص هستند که از یک دیگر مجزا می‌باشند و با آن‌چه که آن را روح‌القدس می‌نامند به هم پیوسته و در الوهیّتی به نام تثلیث قرار نمی‌گیرند. «روح‌القدس، نیروی فعاّل خداست».
ب) یونیورسالیست‌ها
همان‌طور که پیش تر اشاره شد، در اواخر قرن 20م. این گروه به دلیل شباهت‌های زیادی که به یونیتارین‌ها داشت، به آن‌ها نزدیک شدند و سرانجام پس از ادغام گروه موحدان یونیورسالیست را ایجاد کردند که امروزه با همین نام فعالیت می‌کنند.
یونیتارین‌ها در دوره‌ی کنونی
چنان‌که گفته شد، گروه یونیتارین‌ها و یونیورسالیست‌ها به دلیل اشتراکات فراوانی که داشتند، سازمانی به نام یونیتارین –یونیورسالیست‌ها ایجاد کردند(UUA) که «دانا مک لین گریلی» به عنوان نخستین رهبر این گروه انتخاب شد.
بخش اداری این گروه در ایالات متحده و کانادا واقع شده است. البته گروه‌های کوچکی از آن در دیگر کشورها از جمله: آمریکای مرکزی، جنوبی، اروپا، آفریقا و آسیا وجود دارند که کشیشان و معلمان آن‌ها در مدارس آمریکا در زمینه‌ی الهیات، بورسیه و تحت آموزش قرار می گیرند. 
به‌طور کلی یونیورسالیست‌‌های موحد به حقیقت واحدی اعتقاد دارند و خدا را یکی می‌دانند. آنان رهبری اخلاقی حضرت عیسی را بدون توجه به این موضوع که او بالاترین مرجع دینشان است، محترم می‌شمارند. یونیورسالیست‌های موحد در عین حال که می‌کوشند تا از راهنمایی‌ها و الهامات و بینش پیشروان مذاهب بزرگ بسیاری از فرهنگ‌ها و آیین‌های گوناگون بهره‌مند شوند، به عقل خود و ادراک شخصی نیز متکی هستند.
به نظر آن‌ها هر شخصی الهی است؛ یعنی در هر کس خوبی و ارزشی خاص وجود دارد که برخی آن را «فروغ الهی» و جمعی دیگر «کرامت انسانی» می‌خوانند.
ولی این گروه نیازی نمی‌بینند که مسیح را منتسب به الوهیّتی خاص کنند و این اندیشه را که به خواست خدا، پسرش برای کفاره‌ی گناه بشر قربانی شد، مردود می‌شمارند.
گستره‌ی تأثیرات جهانی یونیتارین‌ها
امروزه در کشورهای هند، انگلیس، کانادا، استرالیا، نیوزلند و آفریقا کلیساهای یونیتارین وجود دارد. یونیتارین‌های آمریکا و انگلیس در ارتباط نزدیک با کلیسای یکتاپرست هند و یونیتارین‌هاي ژاپن هستند و دانش آموزان کشورهای شرق دور را در دانشکده‌های خود می‌پذیرند. هم‌چنین کشیشان نماینده‌ی خود را برای موعظه و سخنرانی به این کشورها اعزام می‌کنند.
آلمان
تأثيرات منطقه‌ای فعالیت‌های یونیتارین‌های آمریکا و انگلیس در آلمان نیز تأثیر گذاشت. نوشته‌های خدا پرستان انگلیس در قرن 18م. به رشد و ترویج خِردگرایی در آلمان کمک کرد، بررسی‌ها و مطالعات منتقدانه به کتاب مقدس منجر به رهایی از الهیات ماشین وار، بی اراده و رهایی از اقتدار کتاب مقدس شد و معجزه‌ها با رشد فلسفه و دیگر علوم کم رنگ و انکار شدند. کتاب «لیبن» از «د اف اشتراوس»D.F. Strauss)) به همراه پژوهش‌های فردی به نام «بائور» (F.C. Baur) در مورد کلیساهای اولیه، افق جدیدی برای برداشت از مسیحیت نخستین گشود. بائور نتایج به دست آمده را به کمک تحقیقات بعدی شاگردانش اصلاح کرد. اما یک مکتب فکری قوی در این زمینه توسط افرادی مانند:
1-    هولتزمن (H. Holtzman) از استرسبورگ
2-سی هولستن C. Holsten)) از هیدلبرگ
3-کارل ون (Carl Von) از توبینگن
4-ا. ای. بیدرمن (A.E. Biederman) از زوریخ
ایجاد شد که موقعیتی شبیه به موقعیت و طرز تفکر یونیتارین‌ها داشت.
در سال 1863م. نیز اتحادیه‌ای روشن‌فکری به نام پروتستان ورین (Protestan Veriein) شکل گرفت که دارای تفکرات مشابه یونیتارین‌ها بودند و تاکنون نیز وجود دارند، ولی فعاّلیّت‌های آن‌ها بسیار محدود است.
فرانسه
در فرانسه نیز فعاّلیّت‌های مشابهی در قلم‌رو افکار صورت گرفت. این فعالیت‌های فکری نسبت به آلمان محدودتر بود و از زمان رنسانس و در دوره‌ی اصلاحات کلیسا با کوشش‌ افرادی مانند: اِی کاکو ایرل (A. Coquerel ) آلبرت و جین ریول(Revill) و نیز گروه‌های سرشناسی از سکولارها و واعظان معروف آغاز شد. زمانی که انقلابی های فرانسه در سال 1905م. قدرت را به دست گرفتند، این اصلاح طلبان به دو دسته تقسیم شدند. گروهی به کلیسای اتحادیه‌ی ملی اصلاح طلب ایونگلیکن(Evangelican) که به قوانین سنتی و پذیرفته شده پای بند بودند. گروهی دیگر، اتحادیه‌ی ملی اصلاحات لیبرال که امروزه در دانشکده الهیات پاریس قدرت زیادی دارند و تاثیر زیادی در متون نشریات می‌گذارند. لوتری‌های لیبرال مانند: مائوریس گوگل(Maurice Gogul) و ایگن ایهارت(Eugene Ehrrhardt) نیز دیدگاه‌های مشابهی را نشر دادند.
دیگر کشورها
در ایتالیا یک گروه کوچک با همکاری پروفسورهای دانشگاه‌های مختلف T نشستی ماهیانه با نام لا ریفورم ایتالیانا(la reform Italiyana ) که هم سو با فعالیت‌های یونیتارین‌هاست، برگزا می‌کنند. نام چنیینگ و مازینی در نشان این گروه قرار دارد.
در دانمارک و نروژ نیز، انجمن‌هایی از یونیتارین‌ها فعالیت دارند و حتی در آفریقای جنوبی نیز تلاش‌های مشابه با این جنبش(یونیتارین‌ها) به صورت خود جوش به وجود آمده است.

جمع بندی
یکی از مسائل مشکل آفرین در مسیحیت، آموزه‌ی تثلیث است. مسیحیان علاوه بر اعتقاد به یگانگی خدا به سه گانگی او نیز معتقد هستند. آنان می‌خواهند عقیده‌ی خود را به گونه‌ای اصلاح کنند که هیچ خللی به این دو جنبه (توحید و تثلیث) وارد نیاید. ولی این ممکن نیست و در نهایت می‌گویند این یک راز است و با کسانی که در جامعه‌ی مسیحی این را نپذیرد، مخالفت می‌کنند.
این عقیده از همان ابتدای شگل‌گیری با مخالفت برخی از اندیشمندان و کشیشان مسیحی روبه رو شد که تثلیث را مخالف آموزه‌های عیسی و کتاب مقدس می‌دانستند. از جمله‌ی این افراد آریوس بود که جان خود را در این راه نثار کرد. آریوس عقیده داشت که خدا از خلقت کاملا جداست؛ پس ممکن نیست مسیحی را که به زمین آمده است و چون انسان‌ها متولد شده با خدایی که نمی‌شود شناخت، یکی بشماریم.
پس از آن نیز در کشورهای مختلف مسیحی نشین، افرادی ظهور کردند که با این ایده به مخالفت پرداختند که به نام یونیتارین‌ها یا موحدان معروف شدند.
این گروه دکترین تثلیث را رد می‌کنند؛ زیرا آن را ناسازگار با یکتا پرستی کامل، نظریه‌ی علمی مسیحیت و حاصل خط فکری مسیحیت یهودی در کلیسای اولیه و مکتب معتقد به سلطنت مطلقه می‌دانند.
یکتا پرستی جدید در دوره اصلاحات و با انديشه‌های افرادی چون جان بایدل، جوزف پریستلی، سروتوس و .... آغاز شد.
از آن زمان به بعد، راهی نو در تاریخ کلیسا ایجاد شد. این نهضت از عناصر رادیکال جناح چپ اصلاحات جهش کرد. برخی از اندیشمندان این گروه خواستند انتقاد از تعالیم سنتی کلیسا را تا دكترین تثلیث و تجسم خدا به انسان و آفرینش او که با عهد جدید و یافته های علمی نیز تناقض داشت، تسرّی دهند.
امروزه پیروان این اندیشه تحت عنوان یونیتارین- یونیورسالیست (یونیورسالیت‌های موحد) در کشورهای مختلف فعاّلیّت دارند که پایگاه اصلی آن‌ها در کشورهای کانادا و ایالات متحده‌ی آمریکا است.
 
منابع و مآخذ
1.    خیر خواه، کامل، پژوهشی در دین یهود، قم، بوستان کتاب.
2.    آشتیانی، سيد‌جلال‌الدین، تحقیقی در دین مسیح، تهران، نشر نگارش، 1368.
3.    مولن، اینار، جهان مسیحیت، ترجمه‌ی محمد‌باقر انصاری (مسیح مهاجری)، تهران، انتشارات امیر کبیر، 1381.
4.    زیبایی نژاد، محمد باقر، درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، تهران، اشراق، 1375.
5.    رسول‌زاده، عباس و جواد باغبانی، شناخت مسیحیت، چ اول، قم، مؤسسه‌ی پژوهشی امام خمینی، 1389.
6.    شارمه، آمریته، فرهنگ ادیان اصطلاحات و واژگان، ترجمه‌ی فاطمه سمواتی، چ1، تهران، مدحت،‌ 1382.
7.    روستن، لئو، فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریکا، ترجمه‌ی محمد بقائی، تهران، نشر حکمت، 1376.
8.    ای وان وورست، رابرت، مسیحیت از لابه لای متون، مترجمان جواد باغبانی و عباس رسول‌زاده، چ1، قم، مؤسسه‌ی پژوهشی امام خمینی، 1387.

منابع انگليسي:
9.    Encyclopedia of religion and ethics, edit  by james Hasting (Unitarian)
10.    Encyclopedia of religion, mircea eliade.editor in chief mac millan publishing company New York.(universalism)

پايگاه‌هاي اينترنتي انگليسي و فارسي:
11.    http://rahe masih.blogfa.com
12.    http://www.bbc.co.uk/riligions/Unitarian/history
13.    http://www.unitarian congregation.org
14.    http://www.unitarian.org.uk/intro/history
15.    http://www.unitarius.hu/English/belives.htm